شاهين بوستانی
Shahin Bostani
مقالاتبی بی سی فارسیتلويزيون من و توتماسکميته مستقل مميزی حرفه ای مردمی
شهر قصه
نقد برنامه ها
گامی به سوی يک تلويزيون مستقل
نظر و پاسخ
April, 2012


شهر قصه
RSS
نقد، گزارش و تفسيرهایی درباره "شهر قصه" اثر شادروان بيژن مفيد
ماجرا های شگفت انگيز تلويزيون "من و تو"، "بچه پروها" و "شهر قصه"ه
4/12/2012 9:49:06 AM



ماجرا های شگفت انگيز تلويزيون "من و تو"، "بچه پروها" و "شهر قصه"

 

اين روزها دنيای مجازی بسيار شلوغ شده و جنگ و دعواهای بسيار نامناسبی حول وحوش فيلم نقاشی متحرک "شهر قصه" ای در گرفته که تلويزيون "من و تو" آن را ساخته است بدون اینکه با خالقین و وارثین این اثر بیادماندنی مشورت کند و از آن ها اجازه بگیرد. بستر اصلی اين فيلم انيميشن  صدای اصلی اجرای "شهر قصه" اثر شادروان بيژن مفيد است که بطور بی منطق  قیچی شده و بر روی آن تصوير متحرک گذاشته شده است. اين کار بطور غير منتظره ای اعتراض بخش وسيعی از مردم را از هر قشری، هم  بخاطر افتضاح بودن فیلم وهم رعايت نکردن حقوق مؤلف، بر انگيخت. تلويزيون "من و تو" در کمال وقاحت مدعی است که  اساسا لزومی نداشته که  از مالکين اثر و کسانی که صدايشان مورد استفاده قرار گرفته، اجازه گرفته شود. جالب اينجاست که اکثر اين هنرمندان هنوز در قيد حيات هستند! 

داستان از آنجا شروع شد که تلويزيون "من و تو" در کمال افتخار وبا دمیدن در بوق و کرنا اعلام کرد که در روز اول عيد  قرار است این فیلم را نشان بدهد، در حالیکه خالقين اصلی اين اثر و وارثين آن ازجمله خانم جميله ندايی، قصه گوی "شهر قصه" و همکارقدیمی و همراه بيژن مفيد، از اين موضوع  هیچ خبری نداشتند. به گفته خانم ندايی "من سه روز قبل از پخش فیلم خبر شدم و با مسئولین تماس گرفتم . شیدا ظریفیان و رضا یوسف زاده فیلم را در آخرین لحظه به من نشان دادند. بسیاری نکات را به آنها یاد آوری کردم . از جمله خلاف حرفه یی که برای باز سازی مطلقا تحقیق نکرده اند. و مفاهیم را غلط فهمیده اند. تهیه کنندگان مطلقا حاضر نبودند مرا ببینند و اصرار داشتند که با اقای آشتیانی کارگردان فیلم شاپور بختیار مصاحبه کنم. من در آخرین لحظه خانم مرجان عباسی را دیدم. او خواست مرا برای عقب انداختن پخش نپذیرفت. راهی جز اعتراض و پیگرد قانونی وجود ندارد. از اعتراض من حمایت کنید. جهل پروری و فرهنگ کشی لطمه به همه بشریت است"!

بعد از این اعلام اعتراض خانم ندایی، دوستان شهر قصه  با انتشار مطالبی در رسانه ها و شبکه های اجتماعی به اين عمل تلويزيون "من و تو" معترض شدند و صفحه "کمپین اعتراض به پخش غیر قانونی شهر قصه از تلویزیون من و تو" 
را در فيس بوک راه انداختند که با استقبال وسيع غير منتظره ای روبرو شد. تلويزيون "من و تو" بجای پاسخگويی، "بچه پروها"ی  خود را برای تخريب به میدان فرستاد! سئوال اصلی هم اينست که چرا تلویزیون من و تو به چنين کاری دست زد و چه مسائلی پشت پرده است که آن ها را شديدأ  نگران برملا شدن شان کرده است. از اين منظراست که هنرمندان، فرهنگيان، سياستمداران، خبرنگاران، احزاب و فعالين سياسی می بايد سر از چون و چرای آن در بيآورند! چرا که مسئله  از ماجرای "شهر قصه" و پايمال کردن حقوق  آثار هنری دیگران توسط اين کانال تلويزيونی ، که مرامش آنچه مال "توست" مال "منست"، فراتر می رود و اهمیت آن شايد به پای "واترگيت" برسد! که  البته من آن را "بترسی گيت" مينامم! "بترسی" منطقه ای در لندن است که استوديو و مرکز پخش برنامه های اين کانال تلويزيونی است. 

اولين شواهد "بترسی گيت" از شروع فعاليت کمپين در فيس بوک کم کم ظاهر شد. هدف کمپين از ابتدا اين بود که به روشی منطقی و اصولی دوستان را به دفاع از حقوق مؤلف آگاه کند و هرگز نمی خواست که به مسائل حاشيه ای بپردازد.

اما متأسفانه پايمال کنندگان حق مؤلف
در تلویزیون من و تو به جای برخوردهای منطقی و اصولی، "بچه پروها"ی خود را برای تخريب به ميدان فرستادند و به کثيف ترين تاکتيک ها برای ترور شخصيتی حاميان حقوق از دست رفته مولفین متوسل شدند. آن ها هرگز به حرف های منطقی گوش نکردند و این حرف ها هيچ تأثيری در آن ها نداشت چون هدف شان لنج پراکنی و دلسرد کردن اعضای کمپين بود ومی خواستند که زندگی را بر مولفین  اصلی اثر تنگ کنند و مانع به دادگاه کشانده شدن موضوع شوند. اين ترس اصلی گردانندگان اين کانال تلويزيونی است چرا که در آن صورت مسائل مالی اين کانال تلويزيونی برای وکلا، خبرنگاران و سياستمداران مورد سوال قرار می گیرد که خطر بسته شدن درهای اين کانال تلويزيونی در انگليس و مسائل سياسی را در سطح جهانی در پی خواهد داشت. و این همان چیزی است که مسئولين تلويزيون " مال تو مال منه" شديدأ نگران آن هستند!
 

برای درک دقيق عمل "بچه پروها"ی تلويزيون "مال تو مال منه" در اين کمپين، به تعريف فوق العاده دقیق از اين واژه توسط دکتر ايرج پزشک زاد اشاره می کنم و شما را به خواندن اصل مطلب ارجاع می دهم: "بچه پررو ربطی به بچه ندارد، هر کدام از این باجگیرها چند تا نوچه بزن بهادر و یک بچه پررو در اختیار دارند. وقتی می خواهند کافه ای را به هم بریزند، اول نوچه ها می آیند به عنوان مشتری می نشینند. بعد بچه پررو می آید. یک کارهایی می کند که بین آنها و سایر مشتری ها دعوا راه بیندازد. آخرسر، جاهل باجگیر، مثلا اتفاقی وارد می شود و صلحشان می دهد...

http://www.kayhanpublishing.uk.com/Pages/archive/weekly/1299/Pezeshkzad_1299.htm

و اگر تمام مطلب ايرج پزشک زاد را بخوانید متوجه اعمال طرفداران آقا و خانم عباسی مسئولين تلويزيون "مال تو مال منه" می شويد.

ترس و وحشت فراوان سردمداران تلويزيون "من و تو" ازضررهای آتی بخاطر اشتباه بزرگشان در مورد تهيه ورسيون جديد "شهر قصه" بدون مشورت و اجازه گرفتن از خالقين و مالکين اثر کاملأ در کامنت های بی سر و ته عوامل و باجگیرهاشان بخصوص در صفحه  فيس بوک کمپین مشخص است. آن ها همچنين در ديگر صفحات بحث و گفتگو درباره اين موضوع از جمله  صفحات ذیل در فيس بوک حضور زيادی دارند:

 Shahre Ghesse | شهر قصه

Bijan mofid

شهر قصه 

اين اشخاص بدون اينکه مطالب ديگران را بخوانند شروع به لنج پرانی می کنند و وقتی آن ها را در مقابل سئوال های ساده مشخص قرار می دهيد نه تنها جوابی نمی دهند بلکه ديگر در اين صفحات پيدايشان هم نمی شود و بعد از چندی دوباره با نام ديگری ظاهر شده يا عامل ديگری را وارد صحنه کرده و به همان کارهای مخرب که روی مزدوران احمدی نژاد و خامنه ای را سفيد کرده، دست می زنند!

ضمنأ نبايد فراموش کرد که اگر آقا و خانم عباسی، مسئولين تلويزيون "مال تو مال منه"، معتقد بودند که کارشان قانونی و اخلاقی بوده است هرگز احتياج نداشتند که "بچه پروها"
ی خود را  همانند "بسيجی های" جمهوری مخوف اسلامی ايران به ميدان بفرستند! واقعأ چه تفاوتی بين اين دوستان و سران جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؟

اين دوستان کارهای تخريبی شان را از حد گذرانده اند بطوری که خانم جميله ندايی و خيلی از حامیان ايشان را در صفحات کمپين فيس بوک باند کردند تا آن ها نتوانند کامنت های بی سر وته و گاه توهين آميزعوامل تلویزیون من و تو را ببینند و به این ترتیب امکان پاسخ دادن را از آن ها گرفته اند. داستان های فراوان در مورد اعمال اين افراد گفتنی است که از حوصله اين مقاله و بحث اصلی "بترسی گيت" خارج است. دوستان مي توانند خودشان به صفحات فيس بوک مراجعه کنند و اين بحث های معقول و غير معقول را دنبال کنند.

بعضی از حاميان اين کانال تلويزيونی می گويند اين کار، ابتکاری فرهنگی و مبارزه ای ضد رژيم ايران است، و آقای کيوان عباسی مسئول اين تلويزيون با اين کار از خود عرضه نشان داده است. ولی واقعيت اين است که در اين کار هيچ مبارزه ای نهفته نیست و حتی خود آقای عباسی مسئول اين کانال تلويزيونی هم چنين ادعايی ندارد. اگرهم مبارزه ای در ميان بوده فقط برای بيشتر پر کردن جيب خودشان و ديگر سرمايه گذاران پنهانی اين شبکه تلويزيونی از طريق چاپيدن حقوق ديگران،  ازجمله خانم جميله ندايی است که يکی از مبارزين واقعی علیه رژيم مخوف حاکم در ايران است!

اگر قرار بود که مبارزه ای در ميان باشد اولين کار ابتدایی و متداول و معقول  می بايستی تماس با خالقين اصلی اثر برای بهتر ارائه دادن ورسيون جديد بوده باشد. اما با وجود اين که خانم جميله ندايی در را برای همکاری باز گذاشته بود، هرگز چنین اتفاقی نیفتاد.

سابقه درخشان خانم ندايی در زمينه هنری، مبارزات سياسی و دفاع از حقوق زنان ایشان به مدت پنج دهه برای همه عيان است و همچنين سابقه تلويزيونی نه چندان درخشان آقای عباسی و پدرشان، که بخاطر چاپ پول تقلبی به زندان رفت، برای دست اندرکاران روشن است. پس بنا بر سوابق هر دو طرف ببينيم چه کسی اين وسط در حال مبارزه است: خانم ندايی و يا آقای عباسی؟

شايد آقای عباسی، بنيانگذار تلويزيون " مال تو مال منه"، که با ارثيه اش برنامه تقلبی تهيه مي کند، مبارز واقعی است! واقعا برايم تعجب آور است که حاميان آقای عباسی چگونه به اين کار ايشان مي گويند "عرضه"! بخصوص وقتی می بينيم که به کارمندان ايرانی اش کمترين دستمزد در سطح تلويزيون انگليس را می دهد و رقمش خيلی نزديک به دستمزد يک کارگر ساده است که  زمين می شوید: حدود 8 پوند در ساعت! در صورتی که طبق قوانين اتحاديه سينمايی انگليس حداقل دستمزد بطور متوسط؟؟(نمی تواند حداقل بطور متوسط هم باشد) می بايد 20 پوند در ساعت باشد! برده داری ايرانی از نوع تلويزيونی اش...

برای 18 قسمت برنامه آکادمی گوگوش آقای عباسی 2 ميليون پوند به يک شرکت خارجی می دهند يعنی حدود 100 هزار پوند برای هر نيم ساعت ولی به يک کارگردان معتبر ايرانی می خواهند 10 برابر کمتر بدهند! اين واقعأ برايتان خنده دار نيست؟ شايد هم نباشد چون واقعأ گريه دار است. تا زمانی که در ايران بودند تمام هموطنان ايرانی شان را چاپيدند حالا هم که اينجا هستند هوای اربابان خارجيشان را دارند ولی باز ايرانی جماعت را می چاپند. چرا نچاپد؟ چون در تلويزيون "من و تو" ايرانی هر چی که مال "تو" است مال "من" است و اساس اين کانال  تلويزيونی بر اصل  سوءاستفاده از عدم رعايت حق مؤلف در ايران بنا شده که به آن هيچ نسبتی جز دزدی در کمال بی شرافتی نميتوان نامی نهاد.

ماجرای "شهر قصه" و "بچه پروها"ی تلويزيون "مال تو مال منه" نشان داد که ريگی در کفش اين دوستان است و نمی خواهند که پای اين قضيه به مراجع قضايی کشیده شود چون ترس از اين دارند که منابع پنهانی مالی شان فاش شود. زيرا هيچ شفافيتی در مورد دخل و خرج اين کانال تلويزيونی وجود ندارد. شما فقط لازم است که رد پای پول هايی که برای گردانندن اين کانال ريخته شده و مسیر پول هايی که از منبع درآمدش خارج شده را دنبال کنيد آن وقت است که داستان خيلی جذاب تر می شود و شما را به سمت "بترسی گيت" هدايت خواهد کرد!

شاهين بوستانی -  لندن -  آوريل 2012

http://www.mybbcpersian.com

http://www.facebook.com/shahin.bostani

 

 "با تشکر از خانم جميله ندايی و بنياد بيژن مفيد برای اجازه چاپ اين عکسها فقط برای همراهی چاپ اين مقاله! چاپ و استفاده از اين عکس ها بغير از همراهی با اين مقاله در جاهای ديگر در هر مديومی منوط به اجازه دوباره از مالکين آن است".

 

 

 

 

 

 

2 items total 1  2 

<< All categories
مقالاتبی بی سی فارسیتلويزيون من و توتماسکميته مستقل مميزی حرفه ای مردمی